و در آن طرز ساختن مركب بيان شده است‌. البته مجموعه‌هاي نسخه‌هاي غربي‌، از قبيل كتاب‌ چنينو داراي دستوري براي ساختن مركب هستند، ولي مقاله‌ها و كتاب‌هايي كه منحصراً درباره‌ٴ مركب باشد از ويژگي‌هاي چينيان است و مظهري از انسان‌گرايي چين‌.
درحال حاضر، چيزي براي افزودن به اشاره‌هاي كلي درباره‌ٴ كيمياگري چيني (فصل اول ) نداريم‌. معلومات ما درباره‌ٴ متون چيني هنوز بسيار ناقص است‌. اطلاعات زيادي ممكن است از آثار مربوط به بزرگان دين تائويي و بودايي به‌دست آيد، ولي هيچ متني كه توسط مورخان آشنا با موضوعات شيميايي چاپ شده باشد، از آنها در دست نداريم‌؛ تنها چندتايي از آنها ترجمه‌ شده است‌.

ط . جغرافيا

نخست با بخشي در باره‌ٴ كاتالونيا آغاز مي‌كنيم‌، سپس به‌ترتيب از الف‌) مسيحيت‌؛ ب‌) يهود؛ ج‌) اسلام‌؛ د) جاوه‌؛ ه) چين سخن خواهيم گفت‌.

كاتالونيا

بدان سبب‌، لازم است از كاتالونيا جداگانه سخن بگويم كه فعاليت عظيم جغرافيايي آن كشور را نمي‌توان يكسره به مسيحيت يا تنها به يهود نسبت داد، بلكه نتيجه‌ٴ كار مشترك هر دو گروه بود. عصرهاي رونق و ترقي در شبه‌جزيره‌ٴ ايبري مصادف بود با عصرهاي همكاري‌هاي بين‌المللي‌ ــ با كارتاژيان‌، روميان‌، مسلمانان‌، يا يهوديان‌؛ اعصار كهنه‌پرستي و پاك‌سازي‌،1 اعصار تباهي و فقر روزافزون بود. نه‌تنها در پي ((پاك‌سازي نژادي‌)) بي‌درنگ ((پاك‌سازي مالي‌)) پيش آمده بود (و نگوييد كه اين چندان اهميت نداشت‌؛ اهميت آن خيلي زياد بود، زيرا موجب گرسنگي يا نيمه‌گرسنگي بسيار مي‌شد)، ولي پاك‌سازي نژادي هميشه با مته به خشخاش گذاشتن‌، تعصب و نامردمي همراه بود. كار نابردباري و به‌ويژه بدترين صورت آن يعني پاك‌سازي‌، اسپانيا را تهي و ويران ساخت‌، درست همان‌گونه كه در روزگار ما با آلمان كرد.
سده‌هاي چهاردهم و پانزدهم و به‌ويژه اواسط آن (حدود 1350 ـ حدود 1450)، عصر زرين‌ كاتالونيا را تشكيل مي‌دهد؛ با وجود تعقيب و آزارهاي پراكنده‌، عصر همكاري ميان يهوديان و مسيحيان بود. اين همكاري در هيچ زمينه‌اي به اندازه‌ٴ جغرافيا و به‌ويژه نقشه‌نگاري‌، ثمربخش‌ نبود. توجهي كه مردم كاتالونيا به نقشه‌نگاري داشتند كاملاً طبيعي بود، چون در آن هنگام


1. براي توصيفي از آن و تصاوير فراوان  ¿

Henry Charles Lea: History of the inquisition of Spain, 4 vols., New York 1906- 1907.